مرتضى مطهرى
115
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
زيرين فرو ريزد قسمتهاى بالا به شكل مهيبترى فرو ريزد . باز در اين باره در فصلهاى آينده بحث خواهيم كرد . تنبيه : الزهد عند غير العارف معاملة ما كأنه يشترى بمتاع الدنيا متاع الاخرة ، و عند العارف تنزّه عما يشغل سرّه عن الحق و تكبّر على كل شئ غير الحق . و العبادة عند غير العارف معاملة ما كأنه يعمل فى الدنيا لأجرة يأخذها فى الاخرة هى الاجر و الثواب ، و عند العارف رياضة ما لهممه و قوى نفسه المتوهمة و المتخيلة ليجرّها بالتعويد عن جناب الغرور الى جناب الحق فتصير مسالمة للسرّ الباطن حين ما يستجلى الحق لا تنازعه فيخلص السرّ الى الشروق الساطع و يصير ذلك ملكة مستقرة كلما شاء السرّ اطلع الى نور الحق غير مزاحم من الهمم بل مع تشييع منها له فيكون بكليته منخرطا فى سلك القدس . زهدى كه زاهد دارد نوعى معامله است ، از قبيل فروختن كالاى دنيا به كالاى آخرت است ؛ و اما زهد عارف عبارت است از پاك و عارى نگهداشتن خود از هر چيزى كه ضمير را از توجه به حق تعالى باز مىدارد و نوعى تكبر و بىاعتنايى نسبت به ما سوى اللّه محسوب مىشود . و عبادت غير عارف نيز نوعى معامله است از قبيل مزدورى و كار كردن به خاطر اجرت كه در آخرت بگيرد ؛ و اما عبادت عارف نوعى رياضت است براى اراده و قواى وهمى و خيالى نفس تا در اثر عادت دادن بتواند آنها را از امور غرورآميز منصرف و به سوى حق متوجه كند تا اينكه اين قوا همگام و هماهنگ سرّ ملكوتى گردند و آنگاه كه سرّ باطن به سوى حق متوجه گردد راه خلاف نگيرند و سرّ باطن بدون هيچ مزاحمى متوجه اشراق غيبى گردد و تدريجا اين حالت به شكل خلق و ملكه و طبيعت ثانيه بشود كه هر زمان سرّ باطن متوجه نور حق گردد قواى خيالى و وهمى مزاحم نگردد بلكه به همراه او حركت كنند و در نتيجه شخص عارف به تمام وجود خود در سلك عالم قدس درآيد ( آن سان كه بعداً ضمن تشريح مقامات سالك گفته خواهد شد ) . شرح : در فصل پيش معنى « زهد » و « عبادت » و « عرفان » تحت نام « زاهد » و « عابد » و « عارف » بيان شد و ضمنا گفته شد كه گاهى بعضى از اين معانى با بعضى ديگر جمع مىشوند يعنى ممكن است يك شخص هم زاهد باشد و هم عابد ، يا هم زاهد باشد و هم عارف ، يا هم عابد باشد و هم عارف . امّا شيخ در اين فصل ضمن اشاره به حالت اجتماع اينها به يك نكتهء مهم اشاره مىكند و آن اينكه : اگر يك شخص هم زاهد